خامنه ای به هیأت دولت تأکید کرد که تاریخ پیش ازاسلام ایران بی ارزش بوده، آن را فراموش کنند

خامنه ای به هیأت دولت تأکید کرد که تاریخ پیش ازاسلام ایران بی ارزش بوده، آن را فراموش کنند

آیا جای شرم و خجالت نیست؟. آیا موجب درماندگی و سرافکندگی ما نخواهد بود؟. چگونه ما خوار و ذلیل و زمین گیر شدیم؟. چگونه می توانیم آرام و راحت بمانیم و چگونه سرمان را بالا بیاوریم و ببینیم که یک تازی نژاد، یک آخوند ۵ تومانی مشهدی، که کوچکترین هویت و شناسنامه و فرهنگ ایرانی ندارد، بخواهد به دولت مزدور خود که آنها نیز یک مشت دزد و راهزن بیش نیستند، دستور دهد که پیش از اسلام، ایران کشوری بیسواد و عقب مانده بوده، و بهتر است به دوران اسلامی ایران پردازیم.

سه خیانتکار و سه جنایتکار اسلامی که مملکت ما را فرووختند و به اسلام ننگین و کشتار گر چسبیدند. به ترتیب در این تصویر: ولی وقیح، شاه سلطان حسین دست راست تصویر، و فتحعلیشاه قاجار در سمت چپ تصویر، این سه خلیفه اسلامی کمترین هویت و نشانه ایرانی نداشته اند، دزدی های کلان و جنایات بی شمار خامنه ای و تربیت فرزندانی جنایت کار، و فروش کشورمان، و کوتاهی و تعصبات کورکورانه دو دیگر، تاریخ ما را به لجن و نجاست کشانده است.

 

پیش از آن که مطلب را دنبال کنیم، اجازه دهید کمی بیشتر در مورد این آخوندک ضد ایرانی خیانت کار بحث و بررسی کنیم. این مردک که در جوانی ناچار بوده با موتور سیکلت از محله ای، به محله دیگر، و از خانه ای به خانه دیگر در مشهد برود، صدها بار امام حسین را بکشد، لعنت بر یزید بفرستد، و اشک دوغین و مصنوعی در چشم خود ظاهر کند تا ۵ ریال، ۵ ریال دستمزد دروغ پردازی و شارلاتانی خود دریافت کند، از برکت جهل و نادانی ملتی، یکشبه بر ما، کشورمان، سرنوشتمان، و دار و ندارمان سوار، و تصمیم گیرنده شد.

کسی که از کودکی شارلاتان و دزد باشد، خود به خود با دزدان و غارت گران فامیل و معشور می شود، و  فرزندان و فامیل دزد نیز برای خود فراهم می سازد. از این روی، فرزندان این نامرد روزگار نیز یکی پس از دیگری دزد و خیانت کارند.
در هرحال، این آقای ولی وقیح که یک شبه مملکت را چپاول کرده، ثروت بیکرانی برای خود فراهم ساخته است، به تصور این که ۱۴۰۰ سال زنده است، و نیاز به آلاف علوف بیشتری دارد.

از دزدی های میلیاردی این آخوندک که بگذریم، هنر دیگر این نا انسان، جنایت های پی در پی او در به بند کشیدن ۷۰ میلیون ملت بزرگوار، ولی ساده دل ایران، جنایات دائمی در زندان ها، جنایات در کوچه و برزن، و حتی در کشورهای دیگر مانند سوریه در همراهی جنایت کار دیگری به نام بشاراسد، و یا بمب گذاری های گوناگون در سراسر جهان است.

هنر دیگر این دلقک، پشت کردن به آداب و رسوم، و تاریخ و فرهنگ شکوفا و سرزنده این کشور است. آیا برای این آخوندک ضد ایرانی جای شرم و خجالت نیست، کسی که خود، فاملیل، و اجدادش در این سرزمین رشد کرده، پوست و خونشان از این آب و خاک است، هرچه دارد و هرچه آموخته است، از این مملکت است، چگونه و باچه وقاحت و بیشرمی پشت به تاریخ ایران کهنسال می کند، و آن را نادیده می گیرد؟. تاریخی که جهانیان در برابر آن سر تعظیم فرود می آورند، و شرح مدنیت و شکوفایی این کشور در دوران پیش از یورش وحشیانه تازیان، زینت بخش اسناد و مدارک و تاریخ کشورهای بزرگ و پیشرفته جهان است.

این آخوندک به چه می بالد؟، به ۱/۶ میلیون  مسلمان سرگشته و گریبان در غم مسلمان جهان، مسلمانانی که به همت و با کوشش پیشرفت های عظیم علمی و صنعتی کشورهای باختری، توانسته اند به سختی روی پای خود بایستند، ولی از خود کمترین ابتکار و پیشرفت علمی ندارند؟.
آیا از یورش وحشیانه بیابان گرد عربستان به شهر هفت شهر تیسفون که ستارگان درخشانی در آسمان آن زمان بودند، باید افتخار کرد؟. آیا تجاوز به زنان یک شهر عظیم، غارت کردن آن، بردن دختران و پسران به مکه و مدینه و فروختن آنان در بازارها به عنوان کنیز و برده، باید خشنود بود، و این بزرگی را به رخ جانیان کشید؟.

شاه عباس بزرگ، نادرشاه افشار، کریمخان زند، و رضاشاه بزرگ، از چهار انسان های فرهییخته، چمار فرمانروای ایرانی، از نجات دهندگان ایران، ایران از دست رفته، و کسانی که گوهر درخشان تاریخ ما می باشند. این بزرگواران، هویت و فرهنگ ایرانی را فدای اسلام متجاوز، و معتقدات خود نکردند. این ها به راستی ایرانی مسلمان بودند، و باعث افتخار هر ایرانی پاک اندیشند.

آیا از ۶۰۰ سال کشت و کشتار مردم ایران، و به غارت بردن بیشترین ثروت های این کشور، از مصولات کشاورزی گرفته، تا کارهای دستی و بافتنی، باید مفتخر بود؟.
شما بی خردان، چگونه دانشمندان ایرانی چون رازی، ابن سینا، یا سخنورانی چون فردوسی، عمر خیام و حافظ را از اسلام می دانید؟ تنها به دلیل آن که نام منحوس تازی را با خود حمل می کردند؟ وی در دوران خفقان و آدم کشی های شما تازیان نمی توانستند لب بر گشایند، و نفرین و لعنت های خود را نثارتان کنند، و یا بی محابا کتاب هایی از جنایت های بیکرانتان پخش و منتشر کنند.
بی تردید اگر سایه شوم تازیان براین کشور سایه نیفکنده بود، و کشور به روال طبیعی پیش می رفت، ما به جای یک ابن سینا و یک رازی، می توانستیم دهها دانشمندی داشته باشیم و یا صدها سخنورانی چون حافظ و سعدی که مانند شاخه های گل خوشبو از سراسر ایران رشد کرده، آزاد بیاندیشند، و آزادانه عمل کنند.

نکته آخر، آیا شما کریمخان زند، شاه عباس، نادر، و رضا شاه را از پادشاهان اسلامی می دانید؟. درست است که اینان به ناچار و به دلیل ترس و وحشت امثال شما جانی ها، ظاهراً به اسلام چسبیده بودند، ولی هرکدام سراپا در خدمت و در راه پایداری و شکوفایی این سرزمین گام بر می داشتند. هیچکدام از آنان، ایران را کشور اسلامی ننامیدند، پرچم و هویت این کشور را عوض نکردند، و برای سربلندی این سرزمین جنگیدند و جان دادند.

آری حق باشماست، شاه سلطان حسین و فتحعلی شاه را باید پادشاهان اسلام این سرزمین نامید. طرز فکر و اندیشه آنان با شما یکسان بود، و  آنان در زیر پرچم اسلام این سرزمین را به باد دادند.
شما هم در ۳۲ سال گذشته در به باد دادن همه هستی های این سرزمین دست کمی از شاه سلطان حسین و فتحعلی شاه نداشته اید. با این تفاوت که آن دوپادشاه اسلام زده، هرگز خود را از فرهنگ و تاریخ گذشته ایران جدا نکردند. تا آن جا که فتحعلی شاه، گهگاهی پوششی نظیر شاهان ساسانی به تن می کرد، و آرزوی پیشرفت ایران مانند آن دوران داشت.

خیانتی که شما و امثال شما تازیان در این ۳۲ سال به این سرزمین کرده اید، به راستی در نوع خود نمونه و بی سابقه است. این بر عهده ملت ایران، به ویژه جوانان است که هرچه زودتر تا دیر نشده و ایران به کلی هویت خود را از دست نداده، شما را به گورستان تاریخ فرستند.

بر گرفته از سایت فضول محله

Advertisements

رژیم اسلامی در تلاش است که تمدن و تاریخ ایران را به دست فراموشی بسپارد

در این چند روزه، جوانان ایران به چند دلیل خود را برای شب چهارشنبه سوری آخر سال آماده کرده اند. نخست برای آن که مراسم ملی و میهنی خود را اجراء کرده باشند، و دیگر آن که بتوانند از فرصت بهره گرفته و به رژیم دهن کجی کنند، و یا آن که به دنبال سرگرمی می گردند. در برابر این همایش و تلاش ملی ، رژیم هم بیکار ننشسته، و از هفته ها پیش تا کنون، با تهیه فیلم های ساختگی، و مصاحبه های کذایی، به عنوان آن که اجرای مراسم چهارشنبه روزی موجب قطع دست و پا و اعضای بدن می شود، تلاش بر این دارد تا این جشن و شادمانی را به باد فراموشی سپارد.

البته جوانان ایران، باهمه سنگ اندازی و کارشکنی رژیم، خاموش ننشسته و با سرسختی به برگزاری این سنت دیرینه می پردازند، تا آن جا که به ما گزارش داده اند، سر و صدا و ترقه بازی آنان را می توان در بیشتر خانه ها شنید. و باید هم در انتظار آن بود که عده ای نیز طبق معمول همه ساله در سراسر ایران، دستگیر و به فراموش خانه های بیشمار علی خامنه ای فرستاده شوند.

تمدن ایران زمین و فرهنگ غنی این سرزمین همواره در برابر دشمنان و بیگانگان مهاجم، از مردمان دفاع کرده اند. فرهنگ ایران زمین مانع حضور اسلام طالبانی و راستین در ایران شده است. تمدن ایرانی دست آخوند را برای به زنجیر کشیدن ایرانیان، بسته و وی را ناتوان ساخته است. بنابراین تنها راه چاره آخوند نابود کردن این تاریخ و فرهنگ گوهر بار است.

تمدن ایران زمین و فرهنگ غنی این سرزمین همواره در برابر دشمنان و بیگانگان مهاجم، از مردمان دفاع کرده اند. فرهنگ ایران زمین مانع حضور اسلام طالبانی و راستین در ایران شده است. تمدن ایرانی دست آخوند را برای به زنجیر کشیدن ایرانیان، بسته و وی را ناتوان ساخته است. بنابراین تنها راه چاره آخوند نابود کردن این تاریخ و فرهنگ گوهر بار است.

از این سنت میهنی و ترفندهای رژیم برای خاموش کردن آن که بگذریم، به بسیاری نکات دیگر برخورد می کنیم که رژیم نه تنها در پی خاموش کردن و سرپوش گذاشتن بر روی یادگارهای ملی و نیاکان ما است، بلکه همواره می کوشد به روش هایی گوناگون، مردم را در زیر سرپوش آهنین و فراموشی تاریخی قرار داده، و آنان را از واقعیات دور بدارد. در این جا به نگارش چند نمونه آن می پردازیم:

۱- حذف دوره های پیش از اسلام، و به فراموشی سپردن تاریخ درخشان دوران هخامنشی، اشکانی، و ساسانی- در این ارتباط، تا آن جا که توانستند، به گذشته تاریخ ایران اهمیت کم و ناچیزی داده، و در برابر، تاریخ اسلام را با افسانه های دروغین، به خورد نوباوگان، و نوجوانان ایران می دهند. سید علی خامنه ای بارها اعلام کرده است که تاریخ ایران پیش از اسلام پشیزی ارزش ندارد و ایرانیان در آن زمان کمترین هویتی نداشتند و این اسلام عزیز است از برکت وجودش در ایران، ایرانیان ارزش و اعتبار پیدا کردند.

۲- بنیاد و ساختن هرچه بیشتر امامزاده و مسجد در هرگوشه ایران، و به کارگماردن مداحان، و چاپلوسان که ملتی را به سمت خرافات و اراجیف مذهبی و دور شدن از تاریخ میهنمان رهنمود می کنند، روش دیگری برای سرپوش گذشتن بر تاریخ گذشته است. رژیم مردم را از برگزاری جشن ها و آیین های ملی شان باز می دارد و آخوندها سنت های زیبایی چون چهارشنبه سوری را حرام اعلام می کنند؛ از طرفی مزدوران رژیم مردم را به سمت هیئت ها، تکیه ها، مسجد ها و محل های روضه خوانی سوق می دهند و در آن مکان های نکبت بار، به شسشتوی مغزی مردمان ایران زمین می پردازند.

۳- از بین بردن آثار تاریخی، و یادواره های ملی ایران- برکسی پوشیده نیست که این رژیم تا آن جا که توانسته، با پتک و تبر به جان یادواره های ایران افتاده، و آنان را از میان برده است. تلاش برای از میان بردن تندیس آریوبرزن و نابود کردن نتدیس آرش کمانگیر در شهر ساری، نمونه هایی از آنند. همچنین رژیم برای حفاظت از آثار باستانی چون تخت جمشید کمترین کوششی نمی کند و با رها کردن آن بناهای تاریخی، موجبات از میان رفتن آنان را فراهم آورده است، به طوری که ستون های تخت جمشید ترک های بزرگی برداشته اند و گُل سنگ تمامی نقش های زیبای دیوارهای تخت جمشید را پوشانده است.

۳-خواندن اذان و قرآن، با صوت و آوازِ اسلامی و پخش بدون قطعی آن در سراسر شبکه های تلویزیونی و رادیویی و همچنین در کوچه ها و خیابان ها نمونه دیگری از دشمنی رژیم با هنر مردمان این سرزمین و شاد زیستن ایشان است. حکومت اسلامی از روز نخست از یک سوی به تحریم آواز خواندن، به ویژه خواندن زنان پرداخت و از سوی دیگر، با ایجاد مناره در کنار مسجدها، به خواندن اذان با آواز و صدایی دلکش و موزون و خواندن قرآن با صوتی زیبا و بلند، موجب کشش و جذب ناخودآگاه مردم شده است. چنانکه امروزه، از شدت صدای نا میمون اذان و صوت قرآن، نمی توان در نیمه روز در خیابان های ایران پای گذاشت.

سرباز هخامنشی در تخت جشمید که با گل سنگ پوشیده شده است و دیگر چیزی از چهره اش پیدا نیست، هدف این رژیم جنایتکار تازی نابودی کامل آثار باستانی ایران است که مربوط به دوران طلایی این سرزمین می باشند.

سرباز هخامنشی در تخت جشمید که با گل سنگ پوشیده شده است و دیگر چیزی از چهره اش پیدا نیست، هدف این رژیم جنایتکار تازی نابودی کامل آثار باستانی ایران است که مربوط به دوران طلایی این سرزمین می باشند.

برای آن که بهتر به این حقه بازی اسلامی اشاره ای کرده باشیم، کافیست که به گفتار و مکالمه زبان های هندی، چینی، عربی، تایلندی، ویتنامی و بسیاری از زبان های دیگر گوش فرا دهیم که برایمان بسیار ناهنجار و ناخوش آیند است. در حالی که اگر همین زبان ها به شعر و ترانه خوانده شود نه تنها نا خوش آیند نیستند، بلکه هرکدام زیبا و دلنشین می باشند.

در پایان، شوربختانه می توان اذعان نمود که رژیم تاکنون با برپا کردن تعداد بیشماری مسجد و مراکز مذهبی و تربیت چند دهها هزار آخوند و مبلغ مذهبی و هزاران مزدور و حقوق بگیر خود در سراسر کشور و پرکردن فضای شهرها از صدای گوش خراش اذان، روضه، و قرآن خوانی، این سرزمین را به یکی از کشورهای عقب مانده و بیگانه پرست و در عین حال زیر فشار و دیکتاتوری مذهبی- نظامی درآورده است.

تنها مبارزه منفی در شرایط کنونی و شرکت نکردن در جمع آخوند و نشان دادن دلسردی و بیزاری مردمی از جوشش و همراهی با آنان، می تواند رژیم را به سود ملت و کشور تغییر رفتار، و تغییر جهت دهد. اینجاست که باید از ملت سر به زیر و تسلیم که در برابر چنین رژیم غیر مردمی زانو زده اند پرسید: آیا می توانند و آماده اند که برای چند سالی از مماشات، و همراهی کردن با این رژیم و از شرکت در مجلس آخوندی دست بردارند و نارضایتی و ناخواستی خود را با این انقلاب منفی که هزینه ای هم در بر نخواهد داشت، نشان دهند؟. امیدواریم که چنین باشد.

فضول محله

دعوت در اسلام یعنی؛ اجبار و دیکتاتوری بر روی همه انسان ها

دعوت در اسلام یعنی؛ اجبار و دیکتاتوری بر روی همه انسان ها

چرا ما اسلام را به نقد می گیریم، و به دیگر باورها کاری نداریم؟
علت اینست که اسلام دین نیست بلکه یک حزب یا مرام سیاسی است که با دیکتاتوری بر روی پشت و گردن ما سوار شده، آرامش و هستی ما را به سیاهی و تیرگی کشانده است.

 

 

دین چه وظیفه دارد، و چه نیازی هست که ما دیندار باشیم؟
دین در حقیقت از برای آنست که پیام آور و آموزنده محبت، صلح، دوستی، گذشت، فداکاری، مواسات، و کرامت انسانی باشد و انسان ها را از جنگ طلبی، طمع و اشتهای کاذب، زیاده خواهی، حرص و آز، و تجاوز و خون ریزی و خون خواهی باز داشته، و به خدای مهربان و بخشاینده (نه الله مغرور، متکبر، کشتارگر، کینه توز، و انتقام جوی مدینه) رهنمود سازد. تا جایی که ما انسان و به حق خود خشنود و راضی باشیم، از خردمان بهره بگیریم، به خدای خود رسیدیم، و دیگر نیازی به اساطیر و افسانه های ماوراء طبیعت نداریم.

مقایسه دین های رایج جهانی و دین اسلام:
اگر به بودا، زردشت، و مسیح نگاه کنیم، صفات نیکو و پسندیده یک دین خوب را در آنان می بینیم. در این چند دین، صلح و دوستی، انسانیت، برابری، به خوبی دیده می شود.

ما از دین های دیگر ایران بحثی به میان نمی آوریم، زیرا تا کنون از آنان ضربه ای نخورده ایم. از این روی، جای گله و شکایتی از آنان نمی ماند. در جایی که؛ اسلام یک روش ویک حزب سیاسی زیاده خواه و سلطه گر است که در همه جا و برگردن همه، افسار و زنجیر بردگی و عبودیت می اندازد.

به خاک افتادن، سجده کردن، گور مردگان را پرستیدن و بوسیدن، و در برابر آن ها تعظیم و کرنش کردن، نشانه تحقیر، و به خاک نشاندن، انسان ها است که می تواند تنها خواسته فرومایگان و افراد عقده ای و مالیخولیایی، و یا الله ساخته و پرداخته آنان باشد. در این مرام سیاسی، آنچه هست، خشم، کینه توزی، غضب، قساوت، بی عدالتی، تجاوز، و بی رحمی است.

از اسلام در کشورهای دیگر چه خبر؟
اسلام که ۱۶۰۰ میلیون مردم جهان را در دام و طلسم خود اسیر کرده، و آنان را به خشونت، جنگ، جهاد، کشت و کشتار، خودکشی و جمع کشی، و عقب ماندگی از جامعه جهانی واداشته است، هم اکنون درفرانسه، ایتالیا، انگلیس، آمریکا، کانادا، و دیگر کشورها با جنگ و خونریزی، خشونت و دیکتاتوری، به دنبال سلطه گری جهانی و به سرعت در حال پیشروی است. تا آن جا که جهانیان را به این ‍ حزب پر از خشونت و دیکتاتوری، دعوت (ناچار) می کند.

 

به خواندن ادامه دهید

Hello world!

Welcome to WordPress.com. After you read this, you should delete and write your own post, with a new title above. Or hit Add New on the left (of the admin dashboard) to start a fresh post.

Here are some suggestions for your first post.

  1. You can find new ideas for what to blog about by reading the Daily Post.
  2. Add PressThis to your browser. It creates a new blog post for you about any interesting  page you read on the web.
  3. Make some changes to this page, and then hit preview on the right. You can always preview any post or edit it before you share it to the world.